ده نکته ازابداع کننده واژه وبلاگ

۱۳۸۷ فروردین ۳, شنبه

ده نکته از ابداع کننده واژه وبلاگ
ده سال پیش (۱۷ دسامبر ۱۹۹۷) برای نخستین بار جورن بارگر (Jorn Barger) واژه وبلاگ (Weblog) را برای لیستی از لینک‌هایی که در حین وبگردی‌ها توجهش را جلب کرده بودند، بکار برد.
حالادر آستانه دهمین سالروز این اتفاق، وی ده نکته از تجاربش در زمینه بلاگ نویسی را برای آنهایی که به تازگی وبلاگ نویسی را آغاز می‌کنند، لیست نموده است:
«تصوّر من در سال ۱۹۹۷ از وبلاگ، پدیده‌ای بود برای شفاف‌سازی بیشتر در وب. که هر وبلاگ در شبکه‌های پیچیده اینترنتی، لیستی خواهد بود از لینک‌هایی که نگارنده‌اش در حین وب‌گردی آنها را بهترین یافته است. سال‌های ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ برای من دوران طلایی وبلاگ‌ها بودند. درست زمانی که من اصول زیر را فرا گرفتم:
1. یک وبلاگ به معنی کامل کلمه، لیستی است از لینک‌هایی که شما می‌خواهید ذخیره‌شان کنید، یا آنها را به اشتراک بگذارید.
2. شما لینک‌ها را به افکار و پست‌هایتان و هر کجای دیگر می‌توانید اضافه کنید… اما چنانکه در وبلاگتان، تعداد پست‌ها بیش از لینک‌هاست، پس شما نیاز دارید که برخی چیزها را بیاموزید.
3. اگر شما قبل از نگاشتن پست، کمی وبگردی کنید، در اکثر مواقع، ایده هایتان ساخت یافته‌تر خواهند شد.
4. اگر صادقانه، خودتان باشید، بر جذابیت لینک‌هایی که در وبلاگ می‌گذارید افزوده خواهد شد. خوانندگانتان نیاز دارند که شما را خوب بشناسند.
5. همیشه برای لینک‌هایی که می‌گذارید، عنوان وبلاگ نویسنده را هم ذکر کنید. (یا حداقل مطمئن شوید که توضیحات شما برای لینک، آنقدر کافی هست که خوانندگان دوباره صفحه‌ای را که قبلاً دیده اند، باز نکنند.)
6. همیشه به لینک‌هایتان، صفات توصیفی بیافزایید، تا خواننده واکنش شما را به لینک‌ها بداند. (مثلاً عالیست، جالب بود، و…)
7. به منابعی که شما را به مطلبی راهنمایی کرده‌اند، اشاره کنید. با این کار برای خوانندگانتان امکان اتصال به سرچشمه را فراهم می‌آورید.
8. مراقب فایل‌های طولانی باشید! لینک‌های مهم و اصلی را بین، لینک‌های غیرضروری گم نکنید.
9. تعدادی از نویسندگان یا افراد محبوب‌تان را انتخاب کنید و یک Google News Feed از نوشته‌ها یا اخبار مربوط به آنها بسازید و آنرا در وبلاگتان به نمایش بگذارید تا خوانندگانتان هم در جریان نوشته ها و اخبار آنها قرار بگیرند.
10. لینک‌های مورد علاقه تان را بارها و بارها منتشر کنید، تا افرادی که اولین بار آنرا از دست داده اند، هم شانس دیدن آنرا داشته باشند.

منبع: وبلاگ بلاگ نوشت

جاهلیت

۱۳۸۶ اسفند ۲۹, چهارشنبه

جاهلیت ازگذشته تاحال(قسمت سوم)
جاهليت نوين درعصرما
دربحث ازجاهلیت اولی ادعاشد که جاهلیت دوم،جاهلیتی است که دنیای امروز باهمه پشرفت های علمی وتمدن عظیم بی سابقه بشری وادعای حکومت جهانی،گرفتار آنست.این ادعا چگونه قابل پذیرش است؛درحالیکه ادعای عقلانیت بشر گوش فلک راکر کرده است.
بمنظور تبیین جاهلیت نوین،چند محور اساسی زندگی امروز بشررا مورد بررسی قرار می دهیم.
(الف)انحراف درمبانی فکری:
مهم ترین مبنای فکری بشر بعد ازرنساس اومانیسم است.اومانیسم به مفهوم محوریت انسان درهمه ارزشهای انسانی(انسان محوری درمقابل خدا محوری).
انسان غربی خواست تا به کلی ازآسمان ببرد وتماما به زمین بپیوندند.دردوران رنساس تنها یک واژه بودکه مورداحترام قرارگرفت وازپیش سراسر برنامه تمدن متجدد رادرخودخلاصه کرد.این واژه اومانیسم است.درواقع منظور ازاین واژه این بود که همه چیزرامحدود به موازین بشری محض سازند وهر اصل وطریقتی راکه خصلت معنوی و برین داشت به صورت انتزاعی ومجرد درآورند،وبه بهانه تسلط برزمین،ازآسمان روی برتابند.اومانیسم نخستین صورت امری بودکه به شکل نفی روح دینی معاصر درآمده بود،یعنی لائیسم.وچون می خواستند همه چیزرا به میزان بشری محدودسازند،سرانجام مرحله به مرحله به پست ترین درجات وجودبشری سقوط کردند.
[1]
(ب)نژاد پرستی
درجاهلیت عرب،ازحمیت جاهلی،تعصبات قبیلگی ونژادپرستی سخن به میان آمد.انتظار می رفت که انسان امروزباهمۀادعای خدائیش درقدرت وعلم،ازاین فضا بگذرد. اما وقایع چند قرن اخیر نشان دادکه هنوز بشر گرفتارهمان تعصبات جاهلی است.
(ج)فساداخلاقی
دراین که فساداخلاق وفحشا،دردنیای امروزدربیشترارکان زندگی بشررخنه کرده تردید نیست.به تعبیرقرآن:ظهرالفسادفی البرًوالبحربماکسبت ایدی الناس
به سبب آنچه مردم فراهم آورده اند،فساددرخشکی ودریا نمودار شده است.
[2]
درجامعه جاهلی عرب ودرجوامع گذشته بشر،فساداخلاقی وفحشاءرایج بودامانه به عنوان یک فضیلت وارزش؛امادردنیای امروز اینها معیار ارزش تلقی می شوند.
(د)استبدادوستم
ظاهرادردنیای متمدن امروز،بعدازجنگ آزادی بردگان درامریکا،برده داری ازبین رفت.اماحقیقت درتاریخ چند صدساله اخیر چیزی دیگری است،برده داری وظلم وستم چهره دیگری پیداکرده که بسیارزشت تر ازبرده داری قبل ازاسلام وقرون وسطی است.
به عنوان مثال به چند مورد ازنمونه های انحطاط فکری وفرهنگی درجوامع اسلامی اشاره می شود:
(الف)وهابیت:یکی ازچهره های جاهلی وزشت که بنام اسلام درقرن های اخیر درعربستان وبعضی از کشورهای اسلامی بروز پیداکرد ،ومتأسفانه برای ازبین بردن چهره زیبای اسلام وخصوصا اهلبیت(ع)ازسوی بعضی ازکشورهای استعماری حمایت شد؛وهابیت بود.
(ب)صوفیگری:تصوف رویشی خاص درزندگی است که اطمینان وراحتی وتسکین درونی وسعادت ایده آل شخص صوفی راازغیر راه کاروکوشش ونظامات وفعالیتهای عادی زندگی بوسیله تحمل مشقات وزهد وترک لذایذ وبالاخره باپیروی ازاصل فراراززندگی مادی تأمین می نماید.
هند زادگاه اولیه تصوف بوده وافکار صوفیانه ازآنجا به محیط هاومذاهب دیگر سرایت ونفوذکرده است.
این تفکرات انحرافی(وهابیت،صوفیه وفرقه های انحرافی دیگر...)ازیک سو، وجوروشنفکری حاکم برجوامع اسلامی با وابستگی کامل به تفکرات منحط غربی ازسوی دیگر؛جوامع اسلامی را هم درجاهلیت دیگری قرار داده است.
با این حال،آیابشرامروز گرفتار جاهلیت نیست؟عصری که:
1-به جای تربیت الهی به لجن دنیا پرستی وهواپرستی کشیده شده است؛
2-چشمه سارهای عواطف واحساسات شریف انسانی خشک شده؛
3-باطل رادربرابرحق نهاده اند وازپیروزی آن(باطل)به خود می بالند؛
4-بشریت دوران انفجار علم را طی می کند وهنوز نمی داند انسان کیست؛
5-بشر نمی داند که ازشخصیت های بزرگ وانسانهای کامل ورهبران الهی چگونه استفاده کند؟ گاهی ازآنها بت می سازد،وگاهی به شدت آنهاراتخطئه می کند؛
6-پیوستن انسان ها به انسان دیگر برمبنای منفعت طلبی شخصی است،حتی اخلاق اوهم اخلاق منفعت طلبانه است؛
7-مفهوم لذت جزدرلذتهای پست مادی معنا ندارد؛
8-منطق حاکم عبارتست ازمن هدف ودیگران وسیله اند که بازگوکنندۀ هویت خودپرستی است؛
9-خداومشیت الهی نفی می شود تا انسان محور ارزشها شود؛
10-علم وتکنولوژی وهنر درخدمت شهوات وقدرت طلبی انسان قرار گرفته است؛
11-نیهیلیسم وپوچ گرای وبی هویتی انسان، فلسفه امروز بشر است؛
12-تمام استعداد های مادی ومعنوی بشری درراه تخریب وجود انسان به کار رفته است؛
13-پیمان شکنی-چه پیمان الهی وچه پیمان اجتماعی-رسم عادی بشر امروز شده است؛
14-انسان متعالی امانت دار الهی،به مرتبه ابزار تولید تنزل یافته است؛


[1] -بحران دنیای متجدد،ربه گنون،صفحه18
[2] -سوره روم/آیه 41

دنیایی وارونه

۱۳۸۶ اسفند ۲۳, پنجشنبه

جاهلیت
جاهلیت ازگذشته تاحال(قسمت دوم)
جاهلیت نخستین
قرآن درسوره احزاب،خطاب به زنان پیامبر9جاهلیت نخستین رااین گونه بیان می فرماید:
وقرن فی بیوتکن ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی
درخانه هایتان بمانید ومانند جاهلیت اولی تبرج(آشکار کردن بدن وزینت)نداشته باشید.
[1]
امااینکه منظوراز جاهلیت اولی چیست ،ظاهراهمان جاهلیتی است که مقارن عصر پیامبر9بوده است به هر حال این تعبیر نشان می دهد که جاهلیت دیگری همچون جاهلیت عرب درپیش است که ما امروز درعصر خود آثاراین پیشگویی قرآن رادردنیایی متمددن مادی می بینیم.[2]
جاهلیت قبل از اسلام
پیرامون جاهلیت عرب قبل از اسلام(جاهلیت اُولی)درکتب تاریخ،مسایل زیادی مطرح شده است که-برای روشن ترشدن مفهوم جاهلیت-به بعضی ازآنها اشاره می نما ییم.
1-ازنظر امام علی:لجاجت دربرابرحق،وحمیت وتعصب بی جاوشیطانی،خودپسندی و غرور، عدم اندیشه وتفقه دردین،به کار نبردن گوهر خرد درخداشناسی،میراث دار فرهنگ منحط گذشته بودن وازپیشوایان ستمگری پیروی نمودن از نمود های جاهلیت است.
امام درخطبه ای درباره حالات وویژگی های مردمان دوران جاهلیت درآستانه بعثت پیامبر،می فرماید:
درآن دوران،ملت ها درخواب عمیق فرورفته بودند.فتنه وفساد درمجرای به را انداختن هرج ومرج،جهان را فراگرفته بود.کارهای خلاف،میان مردم منتشر شده وامورزندگی ازهم گسخته بود.آتش جنگ هازبانه می کشید.دنیا بی نوروپرازنیرگ گشته بود.برگ های درخت زندگی به زردی گراییده،ازثمره زندگی خبری نبود.میوةدنیای آن روزفتنه وغذایش مردار بود.دردرون،وحشت واضطراب ودربیرون شمشیر حکومت می کرد،
[3]
به نظرمی رسد.علی:همه دنیای قبل از اسلام را غرق درجاهلیت می دیدند.
2-حضرت درنهج البلاغه درمورد درهنگامه بعثت می فرماید:
اورادرزمانی فرستاد که مردم درحیرت وگمراهی سرگردان بودند ودرفتنه وجهل وفساد غوطه ور.هوی وهوس های سر کش،آنهاراازجاده حق دورساخته بود.جهل ونادانی،آنهارا سبک مغز بارآورده،ودرکارهای خود مضطرب وحیران ساخته وبه آن(جهل ونادانی)مبتلا گشته بودند.
[4]
3-ازحضرت درتوصیف بنی امیه-که ادامه دهنده جاهلیت اولی بودند-نقل شده:
فتنه ،آشوب،فسادوتباه گری های بنی امیه با چهره های بس زشت ورعب انگیزوگروه به گروه که متصف به جاهلیت اند، برشما وارد می شود.نه دلیل هدایتی درآنها وجودداردونه نشانی که برای هدایت دیده شود.
[5]
ودرخطبه دیگر درتوصیف آنها می فر ماید:
زیرا آنان پیشتازان تکبر،پایه های تعصب وتکیه گاه های ارکان فتنه وشمشیرها،فخر کننده گان جاهلی باافتخار به نصب ونژاد می باشند.
[6]
4-ازمعروف ترین رسوم زشت اعراب جاهلی،زنده به گور کردن دختران دربعضی از قبایل بود که قرآن به آن اشاره می فرماید:
هرگاه به یکی ازآنها بشارت دهند دختری نصیب تو شده،صورتش ازفرط نا راحتی سیاه می شود ومملو ازخشم میگردد.ازقوم وقبیله خود به خاطربشارت بدی که به اوداده شده متواری می گردد ونمی داند آیا اورابا قبول ننگ نگه دارد یادرخاک پنهانش کند.چه بدحکمی می کند.
[7]
بدین ترتیب می توان برمصادیق جاهلیت؛تبرج وبرهنگی،تکبر وخودخواهی،نابودکردن ارزش زن وانسان،وحشت واضطراب وجنگ وخون ریزی را افزود.
[1] -احزاب/آیه23
[2]- تفسیر نمونه،جلد17،صفحه290
[3] -تاریخ تحلیلی اسلام صفحه38
[4] -نهج البلاغه،خطبه،95
[5] -نهج البلاغه،خطبه،288
[6] -نهج البلاغه،خطبه،93
[7] -سوره نحل/آیات،58و59

جاهلیت 1

۱۳۸۶ دی ۲۰, پنجشنبه

جاهلیت
جاهلیت از گذشته تا حال : (قسمت اول)
هرگاه از جاهلیت سخن به میان می آید، چنین به نظر می رسد که جاهلیت مربوط به دوران گذشته بوده و امروز در دوران عقلانیت بشر، سخن از آن ، سخنی گزاف و خارج از تمدن است . اما با تامل در مفهوم جاهلیت و آنچه که بر بشر امروز می گذرد، روشن می شود که این معضل بزرگ ، امروزهم گریبان گیر بشر است .
جاهلیت چیست ؟ و آیا با همه تحولات علمی و ترقیات بشر در قرون اخیر ، به کارگیری لفظ جاهلیت در مورد انسان عصر حاضر صحیح است ؟ جاهلیت نخستین (جاهلیت اولی به تعبیر قرآن ) و جاهلیت نوین(جاهلیت ثانی) به چه معنا است ؟ و آثار و علائم جاهلیت دوران ما چیست ؟ اینها مسائلی است که باید مورد بررسی قرار گیرد .
جاهلیت از دیدگاه قرآن و روایات
چنانکه اشاره شد قرآن و روایات راجع به جاهلیت ، تعاریفی دارند که توجه به آن ، بسیاری از حقایق را روشن می سازد . خداوند در قرآن می فرماید : اذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیه حمیه الجاهلیه
آنگاه که کافران در دلهای خود تعصب (آنهم) تعصب جاهلی قرار داده اند
[1] . حمیت از ماده «حمی» به معنای حرارت است و سپس در معنای غضب ، و بعد از آن در معنای نخوت و تعصب آمیخته با غضب به کار رفته است . علی (ع) در خطبه قاصعه بارها روی این معنا تکیه کرده است و در مزمت ابلیس که پیشوای مستکبران بود می فرماید :
صدقه به ابناء الحمیه و اخوان العصبیه و فرسان الکبر و الجاهلیه
او را فرزندان نخوت و حمیت و برادران عصبیت و سواران بر مرکب کبر و جهالت تصدیق کردند .
و در جای دیگر – در همین خطبه – به هنگامی که مردم را از تعصبات جاهلیت بر حذر می دارد ، می فرماید :
شراره های تعصب و کینه های جاهلی را که در قلب دارید خاموش سازید ، که این نخوت و حمیت ناروا در میان مسلمانان ، از القائات و نخوتها و وسوسه های شیطان است .
[2]
در حدیثی از امام علی بن الحسین (ع) آمده که وقتی از حضرت درباره عصبیت سوال کردند ، فرمود :
تعصبی که موجب گناه است اینست که انسان بدان قوم خود را از نیکان قوم دیگر برتر بشمرد . ولی دوست داشتن قوم خود ، تعصب نیست . تعصب آن است که آنها را در ظلم یاری کند .
[3]
قرآن در بیان داستان شب بعد از جنگ احد و احتمال خطر حمله مشرکین به مدینه و ترس انسانهای منافق و ضعیف الایمان می فرماید :
ثم انزل علیکم من بعد الغم آمنه نعاسا یغشی طائفه منکم و طائفه قد اهمتهم انفسهم یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیه
سپس خداوند بعد از آن اندوه ، آرامشی به صورت خواب سبکی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت . گروهی تنها در فکر جان خود بودند و درباره خدا ، گمان های ناروا همچون گمان های دوران جاهلیت می بردند .
[4]
آنها در مورد خدا گمان های نادرست همچون گمان های دوران جاهلیت و قبل از اسلام داشتند و در افکار خود احتمال دروغ بودن و عده های پیامبر (ص) را می دادند و به یک دیگر و یا به خویشتن می گفتند : آیا ممکن است با دین وضع دلخراشی که می بینیم پیروزی نصیب ما بشود . یعنی بسیار بعید و غیرممکن است . قرآن در جواب آنها می گوید : بگو همه امور برای خداست.
[5]
قرآن در پیام دیگری اشاره می فرماید :
افحکم الجاهلیه یبغون ؟ و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون .
آیا خواستار حکم جاهلیت اند ؟ برای مردمی که یقین دارند داوری هیچ کس از خدا بهترنیست .
[6]
در کتاب کافی از علی (ع) نقل شده است که فرمودند :
الحکم حکمان ، حکم الله و حکم الجاهلیه فمن اخطا حکم الله حکم بحکم الجاهلیه .
حکم دو گونه بیشتر نیست یا حکم خداست یا حکم جاهلیت و هرکس حکم خدارا رها کند به حکم جاهلیت تن در داده است.
[7]
از اینجا روشن می شود مسلمانانی که با داشتن احکام آسمانی به دنبال قوانین ساختگی باطل دیگر افتاده اند ، در حقیقت در مسیر جاهلیت گام نهاده اند .
[8]
حضرت علی (ع) می فرماید :
پیامبر گرامی اسلام (ص) بعد از مراسم حج به طرف مدینه حرکت فرمودند ،در بین راه ماجرای غدیرخم و خطبه آن حضرت مطرح شد .پیامبر در آن خطبه معروف فرمودند: به خدا قسم خداوند به انبیاء و رسولان در مورد من بشارت داده ، من آخرین انبیاء و رسولانم و من حجت خدا بر همه مخلوقات آسمانها و زمینم . هر کس در این موضوع شک کند کافر است ، آن هم کفر جاهلیت اول ، و کسی که در این گفتارم تردیدکند در همه چیز تردید کرده و تردید کننده در آتش جهنم است.
[9]
پیامبر گرامی اسلام (ص) نگاهی به حضرت علی (ع) نموده آنگاه فرمودند :
یا علی من ابغضک اماته الله میته جاهلیه و حاسبه بما عمل ، یوم القیامه .
ای علی ، کسی که دشمن تو باشد ، خداوند او را به مرگ جاهلیت می میراند . وبراساس آنچه عمل کرده در روز قیامت با او رفتار می شود.
[10]
امام صادق (ع) می فرماید :
من شرب مسکرا لم تقبل منه صلاته اربعین یوما . فان مات فی الاربعین، مات میته جاهلیه و ان تاب ، تاب الله علیه :
کسی که شراب بنوشد ، چهل شبانه روز نمازش پذیرفته نیست و اگر در این چهل روز بمیرد به مرگ جاهلیت مرده ، ولی اگر توبه کند خداوند توبه اش را می پذیرد .
[11]
از مجموع آیات و روایاتی که در این باب ذکر شد می توان مصادیق جاهلیت را در موارد زیر خلاصه نمود:
1- حکم و حکومت ناحق ، رفتار خلاف قانون الهی و مبتنی بر هوی و هوس و روی گردانی از دستورات الهی.
2- بی توجهی به وعده های الهی و بداندیشی درباره افعال خداوند .
3- پای فشردن بر خواسته های نابه جا ، تعصب و جانب داری بی دلیل از عقاید و اندیشه های باطل .
4- نژاد پرستی و برتری قوم و قبیله بدون دلیل منطقی(حمیت جاهلیت) .
5- فساد اخلاقی و شراب و قمار ، و جنگو غارت گری.
6- عدم پذیرش رهبری صالح و معصوم و بی توجهی به احکام الهی .

[1] - فتح / 26
[2] - تفسیر نمونه ، جلد 22 ، صفحه 100
[3] - نور الثقلین ، ج 5 ، ص 73
[4] - آل عمران / 154
[5] - تفسیر نمونه ، ج 3 ، ص 133
[6] - مائده / آیه 50
[7] - تفسیر نور الثقلین ، در تفسیر آیه 50 مائده
[8] - تفسیر نمونه ، ج 4 ، ص 406
[9] - مستدرک وسایل الشیعه ، ج 18، ص 184
[10]-بحارالانوار جلد39،ص265
[11]- فروع کافی،ج6،ص400